خدمات برندسازی

  • مشاوره نامگذاری بر اساس استراتژی‌های سازمان
  • تدوین استراتژی راهبردی برند
  • تدوین معماری و ساختار برند
  • طراحی لوگو و ایجاد هویت بصری برند
  • تدوین محتوا و روش‌های ارتقا برند
  • تقویت برند و بهبود جایگاه ذهنی برند
  • برنامه‌ریزی تبلیغات و بهره‌گیری از مزیت های رقابتی برند در تبلیغات و روابط عمومی
  • تحقیقات بازار و مشاوره بازاریابی مبتنی بر برند

فازبندی خدمات برندسازی

در آرون، خدمات طراحی و سازماندهی برند را متناسب با نیاز شرکت‌ها و سازمان‌ها و در پنج فاز ارائه می‌نماییم:

فاز اول: پژوهش در ارتباط با سازمان، صنعت، بازار و مشتریان هدف شما و تدوین شخصیت مناسب برند

فاز دوم: برنامه‌ریزی و تدوین هویت برند و ایجاد شخصیت برند، طراحی ساختار و معماری برند

فاز سوم: طراحی المان‌های ظاهری و باطنی برند شامل: طراحی هویت بصری، لوگو، راهنما، الگوهای رفتاری، شخصیتی و هویتی

فاز چهارم: نظارت و کنترل تبلیغات و فعالیت‌های مجموعه یا سازمان و حصول اطمینان از رعایت اصول و چارچوب برند

فاز پنجم: نظارت و به‌روز نگه‌داشتن نام تجاری

درباره برندسازی بیشتر بدانید

برندینگ چیست؟

طبیعت رقابت درحال تغییر است. پیش از این، انتخاب بین محصولات و خدمات رقابتی بر مبنای قیمت، کیفیت یا خدمت، با فاکتورهای منطقی یا شبه‌منطقی، امکانپذیر بود اما امروزه در بسیار از فعالیت‌ها دیگر امکانپذیر نیست. از شرکت‌های خدمات مالی یا شرکت‌های لبنیاتی گرفته تا آژانس‌های مسافرتی و یا خدمات مهندسی را درنظر بگیرید. بطور منطقی تفاوت چندانی بین محصولات یا خدمات پیشتازان قیمت، کیفیت و خدمت وجود ندارد. درحال حاضر برای آنکه سازمان‌ها بتوانند در صحنه رقابت باقی بمانند باید به اندازه بهترین‌ها، خوب باشند. در چنین شرایطی، عوامل احساسی (محبوب بودن، مورد تحسین و احترام قرار گرفتن) بیش از رقابت، سازمان‌ها را برای پیروزی در رقابت یاری می‌کند. برندینگ یا برندسازی مجموعه اقداماتی منظم است که جهت ایجاد تمایز، آگاهی و افزایش سطح وفاداری مشتریان انجام می‌شود. مهمترین هدف برندینگ یک محصول، خدمت یا سازمان، درواقع ایجاد چشم‌انداز و ذهنیت مثبت نسبت به محصول، سازمان یا تجارت خود نزد مشتریان است. به نحوی که مراجعه به شما یا استفاده از محصولات و خدمات شما را بهترین راه برای برطرف کردن نیازهایشان بدانند. این کار با تصمیمات سطوح بالای سازمانی و همچنین ماموریت و چشم‌انداز و اهداف اصلی سازمان ارتباط تنگاتنگی دارد. برند موجودیست زنده. موجودی که خلق می‌شود، بر اثر سیاست‌ها و تصمیم‌های درست مدیران سازمان رشد می‌کند، در رویدادها و اتفاقات واکنش نشان می‌دهد، بر اساس تصمیمات اشتباه ضعیف می‌شود و بدتر از آن درصورت عدم توجه به آن و عدم انجام اقدامات لازم می‌میرد.

ایده بنیادی پشت برند این است که در هر کاری که سازمان انجام می‌دهد، هرچیزی که مالک می‌شود و یا تولید می‌کند باید ایده‌ای واضح از آن چیزی که هست و آنچه که هدف آنهاست، ارائه کند. بهترین راه این است که هر چیزی در سازمان و اطراف آن (محصولات، محیط، ارتباطات و رفتار) در هدف و کارایی پایدار باشد و این امر در ظاهر آن نیز قابل مشاهده باشد. این پایداری در هدف از چشم‌انداز یا ایده اصلی نتیجه می‌شود و معمولا چنین برنامه برندسازی موفقی قابل توسعه است.

اولویت برندینگ بالاتر از تبلیغات است. درواقع ابتدا باید هویت، رفتار و شخصیت برند شکل گرفته‌باشد و سپس بر اساس آن هویت و رفتار … تبلیغات طراحی و برنامه‌ریزی شود. برنامه‌ریزی، اهداف و مسیر تبلیغات نباید مغایر با هویت برند باشد.

جایگاه واقعی برندpositioning

در برندسازی توجه به عامل انسانی بعنوان هدف اصلی و همینطور رفتار، خرده‌فرهنگ، تمایلات و سایر مشخصات وی، مسئله‌ای بسیار مهم است.
چرا که جایگاه واقعی برند در ذهن و قلب مصرف‌کننده است. برند دارایی مجازی یک سازمان است. برای مثال ارزش برند اپل که ماهیتی غیرفیزیکی دارد، بسیار بیشتر از ساختمان‌ها، ماشین‌آلات و سایر دارایی‌های فیزیکی این شرکت است. دارایی واقعی این شرکت ذهنیت مثبت مردم جهان در مورد نام اپل و محصولات مختلف آن است. دارایی اپل وقتی مشخص می‌شود که بیشتر افراد هنگامی که قصد خرید گوشی موبایل یا لپ‌تاپ را دارند از میان ده‌ها مدل مختلف از سایر برندها، بی‌درنگ اپل را انتخاب می‌کند. (مگر در مواردی که پای مسائل مالی درمیان باشد و یا دلیل فنی محکمی پشت انتخاب سایر برندها وجود داشته‌باشد.) در حقیقت ارزش غیرمادی برند به جایگاه آن برند در ذهن مصرف‌کننده برمی‌گردد. این‌ها بخشی از نتایج برنامه منظم و منسجم برندسازی است.

متخصصان حوزه برندسازی معتقدند که مدیران برندسازی و تبلیغات و بازاریابی، هشت ابزار برای برقراری ارتباط قوی با مصرف‌کننده و ساخت یک برند قوی در بازار دارند. این هشت ابزار عبارتند از: تبلیغات، روابط عمومی، پیشبرد فروش، بازاریابی مستقیم، فروش شخصی، بسته‌بندی، رویدادها، اسپانسرینگ و ارتباط با مشتری (CRM). برندسازی با کمک این ابزارها، جایگاه محصول یا خدمات را از نظر احساسی و عاطفی بالاتر می‎برد و به اعتبار آن می‌افزاید و از این طریق ارزش آن برای مشتریان و سایر ذینفعان بیشتر خواهد شد. برندسازی علمی است که با برتری دادن به یک نام تجاری باعث می‌شود اعتبار آن برند در بازار رقابت افزایش یابد. همین اعتبار و شهرت بیشتر می‌تواند باعث فروش بیشتر و قیمت بالاتر محصول یا خدمات شود. بنابراین می‌توان گفت برندسازی روشیست هوشمندانه برای تجارت و تولید ثروت. درعین حال، داشتن یک نام تجاری یا برند قدرتمند هزینه‌های یک سازمان یا شرکت را از طریق جلوگیری از سرمایه‌گذاری‌های نامناسب و بی‌هدف، به مقدار مشخصی کاهش دهد.

پیشرو بودن برند

در برندسازی مسئله ای که برای مدیران، کارکنان و مشتریان مهم است ایجاد تمایزی منحصربفرد است. برای شرکت‌ها و سازمان‌ها، از مهمترین اهداف برندسازی، تمایل به پیشرو و رهبر بودن و پیشی گرفتن در صحنه رقابت است. وقتی یک شرکت در صنعت خود پیشرو است دسترسی کارمندان به بهترین روش‌ها و ابزارها برای بدست آوردن کم‌هزینه تر مشتری ساده‌تر است.
چرا که وقتی مشتری با برند سازمان آشنا باشد و برند توانسته‌باشد وفاداری مشتری را بدست آورد، در نتیجه، هزینه تبلیغات، زمان و هزینه بازاریابی و هزینه‌های جانبی بسیار کمتری برای تبدیل وی به مشتری بالقوه به شرکت تحمیل خواهد شد. بطور مثال مسلما سامسونگ و هواوی هزینه‌هایی به مراتب بیشتر از اپل برای تبلیغات متحمل خواهند شد. چرا که اپل در کنار ارائه محصول باکیفیت آنقدر برنامه برندسازی خود را قدرتمند طراحی کرده که در ذهن و قلب مشتری نفوذ کرده و مسلما به تبلیغاتی کمتری نیازمند است. از برایند این مطالب میتوان دریافت که برندینگ تنها شکل ظاهری لوگو و طرح و رنگ نیست. اینها فقط بخشی از هویت ظاهری برند است. برند لایه های مختلفی دارد که باید به تمام آنها به دقت پرداخته شود. چرا که بندهای زیادی بودند که اتفاقا لوگو و ظاهر جذابی داشتند اما لوگو و شمایل ظهری زیبا نتوانست جلوی مرگ آنها بدلیل سطحی بودن برند بگیرد.

همانطور که نداشتن برند باعث از دست دادن بازار و عقب ماندن از رقبا خواهد شد، اتخاذ تصمیمات اشتباه در برندسازی هم، علاوه بر اتلاف هزینه، احتمال از دست دادن جایگاه و سهم بازار را هم به همراه خواهد داشت. برندهای متعددی سابق بر این در بازار خود پیشرو بودند که در حال حاضر یا نامی از آنها نیست و یا به قدری ضعیف شده اند که حالا توسط رقبایی که زمانی از خود ضعیفتر بودند خریداری شده اند. نظیر نوکیا، یاهو، الدزموبیل.